الشيخ محمد هادي اليوسفي الغروي ( مترجم : حسينعلى عربى )

256

موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي )

اين كه نعمان فردى از قيسىها را به قتل مىرساند و بعد از آن بلعاء بن قيس مزاحم كاروان تجارتى نعمان مىشد . ( 1 ) در اين ميان برّاض بن قيس كنانى در مكه و در پناه حرب بن امية بن عبد شمس بود . او در يك درگيرى به مردى از هذيل حمله كرد و او را كشت . پس از آن ، حرب بن اميه او را از پناه خودش خارج كرد و او نزد نعمان بن منذر رفت . در اين حال عروة الرّحال از قبيلهء هوازن هم آنجا بود و نعمان به آنها گفت : كدام يك از شما سرپرستى قافله‌هاى تجارتى مرا به عهده مىگيرد ؟ عروة الرّحال اين كار را پذيرفت و برّاض كه از اين كار بازمانده بود به دشمنى با عروه پرداخت . پس از آن كه عروه آماده شد تا با قافله حركت كند « 1 » ، برّاض كنانى به وى گفت : آيا اين كاروان تجارتى را به بنى كنانه هم عرضه مىكنى ؟ او گفت : بله : بر همهء مردم عرضه مىكنم ! ( 2 ) پس عروة الرّحال حركت كرد و برّاض هم به دنبالش راه افتاد و منتظر فرصتى بود تا به وى صدمه بزند تا اين كه شبى عروه در وادى تيمن در بالاى نجد « 2 » يا در أواره كه نزديك به تيمن از جانب فدك مىباشد ، فرود آمد . در آن به شب‌نشينى و ميگسارى پرداخت و بعد از آن خوابيد . پس از آن برّاض كنانى به بالاى بسترش رفت تا او را به قتل برساند . عروه از او عذر خواهى نمود و خواهش كرد كه او را به قتل نرساند ، اما برّاض به التماس‌هايش گوش نكرد و او را در ماه حرام رجب « 3 » به قتل رسانيد « 4 » و براى همين اين قتل ، فجار ناميده شد . ( 3 ) در اين ماه حرام قريش و كنانه در عكاظ حضور داشتند و هوازن هم آنجا بودند . در اين حال فردى پيش قريشىها آمد و گفت : برّاض كنانى ، عروة الرّحال هوازنى را به قتل رسانده است ! كنانه و قريش به آرامى آنجا را ترك كردند به طورى كه هوازن متوجه نشد . تا اين كه خبر قتل به هوازن رسيد و آنها به تعقيب قريش پرداختند و قبل از ورودشان به حرم به آنها رسيدند . در آنجا به جنگ پرداختند تا اين كه شب فرا رسيد و بعد از آن ، روزها به مقابله با همديگر مىپرداختند . هر كدام از قبايل قريش و كنانه و هوازن و قيس رئيسى داشتند ( 4 ) و ابن

--> ( 1 ) . تاريخ يعقوبى ، ج 2 ، ص 15 . ( 2 ) . سيرهء ابن اسحاق ، ج 2 ، ص 196 . ( 3 ) . تاريخ يعقوبى ، ج 2 ، ص 15 . ( 4 ) . الأغانى ، ج 19 ، ص 75 .